تبليغاتX
دغدغه
سلام

خوشحالم که این هفته  همه استقبال کردن

به من اعتماد کردن و شعراشونو در اختیارم گذاشتن تا....

ممنونم آخه وبلاگ مال خودتونه

چشم به راه نگاهتان......

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 18:40 توسط صفورا صادقیان(صبا) |

دفتری دارم از برگ درخت

مینویسم در آن خط وخال عاشقی را

می خوانم از آن شعر بیداری را

صبح در آغوش نفس های دلم

میجوشد، می نالد

دیده ی من به چمن های در باغچه است

یک به یک می درم آنها را

تاببینم روح مهتاب شبانگاهان را

شعر من طاقت بیدار شب است

صبح را می شنوم حس می کنمش

تا غروب صدائی بشنوم از دور

که بگویم آمدم

آمدنش را حس کنم

با تمام وجود...     

                                                     (شعر از: اشرف کمالی)

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 18:34 توسط صفورا صادقیان(صبا) |

 هدیه هم که میدهی

                     گوی بلورین است

                               نمیشود شوت کرد!

                                شعر از:علی رضا نویم

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 18:6 توسط صفورا صادقیان(صبا) |

من گم شده ام

در آن کلاف گیج به هم پیچیده

نشان من آن گره کور بی حوصله است.

شعر: خانم سمیه رضائی (کارگاه شعر قلمستان)

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 20:13 توسط صفورا صادقیان(صبا) |

ومهم این است که تو
نماندی رفتی
مهم این است که من
ازتوخیالی ساختم
تابرایش بطپم ،داغ شوم
مهم این است که من
رنگ آفت زده هستی را فهمیدم
ومهم این که من
درک کردم تفاوت را بین
تلخی یک هسته بادام وشکست
ومهم این است که من

مردم آن روز
پیش از اینکه که کسی درک کند
لمس کند
تاکه او باشد دلم تاآخر
 سر کند                                     

در آرزوی اینگونه سرائیدن......

                                                صبا

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 11:50 توسط صفورا صادقیان(صبا) |

سلام به همه

چقدر دلم برایتان تنگ شده

من کلاسهای استاد راهی رو به هر جائی ترجیح میدهم

اما وقتی نباشند.........

احساس کردم احترامی بود که به ایشان گذاشتم

چشم به راه دیدگاهتان  به امید دیدار

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 11:29 توسط صفورا صادقیان(صبا) |

ببخشید کمی دیر شد.گرفتار شده بودم.

این هفته هم استاد نتونستن سه شنبه بیایند و افتاد به چهار شنبه و چهار شنبه هم یکی اومده بود که اصلا به دل من نیافتاد نه خودش نه حرف هاش حالا بقیه ی بچه ها رو نمی دونم اما شهاب هم با من هم عقیده است. صبا خانم هم غایب بود. خانم سولماز مقصودیان هم بعد از مدت ها غیبت به جمع ما برگشتند.


۱۱/۲/۱۳۸۶

تقلید از شاعران گذشته باعث مردانه شدن حس و زبان شعر زنان می شود.

فروغ اولین شاعری است که حس زنانه را در شعر بروز داد و شعر زنانه را سرود.

در شعر زنانه کم تر نصیحت و قضاوت دیده می شود چرا قضاوت و نصیحت(روحانی،مغ،مبلغ دینی) از شغل های تاریخی مردان است. 

شعر زنانه بیش تر از شعر مردانه در بر دارنده ی عشق واقعی است.

شاعر زن پس از ازدواج در دنیای شاعری افت می کند که این هم به دلیل محدودیت های اجتماعی ایجاد شده به وسیله ی مردان جامعه است.

تفاوتی که باعث تمایز زنان و مردان می شود نگرش آنان است.

مردان کلی نگر و زنان ریز بین و جزئی نگر هستند که این خود وجه اختلاف شعر این دو گروه می شود.

شعر زنانه بیشتر در خدمت مکتب واسوخت است.

در مکتب واسوخت عاشق معشوق خود را مورد عتاب و سرزنش قرار می دهد و به نوعی به معشوقش ناز می فروشد.

عشق و هوس دو چیز کاملا جدای از هم هستند.

عشق پیوند دو روح است و هوس پیوند دو جسم.

در الفبای عشق هجران جایی ندارد.

حسادت و مالکیت دو ویژگی ازدواج است که  چون از هوس ناشی می شوند در عشق محلی از اعراب ندارند.

عشق یکی است و معشوق دو تا.

گرفتن نخوه ی دید از شاعری مشکلی بزرگ را ایجاد نمی کند اما رسوایی آن جا است که تقلید زبانی باشد.

مشترکات شعری،مکتب، و مفترقات شعر را سبک می گویند. در نتیجه سبک شاعران صاحب سبک کاملا با هم متفاوت است.

تفاوت شعر سپید و نثر ادبی در این است که شاعر سپید راوی و توصیف کننده ی همه چیز نیست ولی نویسنده ی نثر ادبی همه چیز روایت و توصیف می کند.

ایجاز در شعر سپید بیش تر از نثر ادبی است و لذت کشف بیش تری به خواننده می دهد.

بهترین تعریف از شعر سپید: شعری که خواننده سپیدی های کاغذ شاعر را بخواند.


با ما باشید

قربانتان.............

                     عرشیا.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 20:20 توسط عرشیا حاتم پور |

بگذار در ميان سيل عظيم باربي ها


من،


داراي  تو باشم


مرا به استهزا گرفته اي


بگذار تا با هم بخنديم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 21:20 توسط شهاب (محمد رضا سرافرازیان) |

حتی سکوت کاغذ بی خط با من غریبه است

مفهوم دایره را دور بزن جای من آنجاست

 

با ما همکاری کنید جای دوری نمیرود.....

در انتظار نگاهتان

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 21:18 توسط صفورا صادقیان(صبا) |

با سلام!

از امروز هر ۳ شنبه سخنان پر مغز استاد رو براتون می نویسم از تاریخ ۴/۲/۱۳۸۶ تا ..........به صورت نکته نه انشای خسته کننده.

امیدوارم لذت ببرید.


۱۳۸۶/۲/۴

شعر آیینه است.

آفرینش ویژگی خداوندی هنر است.

تفاوت شعر نو  و کلاسیک در قالب و عروض و قافیه نیست.

شعر کلاسیک میتواند نو باشد و شعر نو کلاسیک.

اگر اول تخیل سپس احساس و پس از آن تصویر با هم مخلوط شوند و سر آخر با کلام ارائه شوند می توان آن رو شعر نامید.چرا که شعر تر یا هم شعر نو تلفیقی از تخیل،احساس،تصویر و کلام است.

اگر شعر با احساس آغاز و بلافاصله با کلام درگیر شود و تنها مختصری در پایان به تخیل و تصویر گریز بزند به نوعی شعر نیست و تنها می توان آن را کلاسیک نامید و یا صفت بازی زبانی بر آن نهاد.

در شعر انگیزه ی اندیشیدن باید بود نه اندیشه.

معنای شعر همان اندیشه است نه کلام شعر.


امید وارم باز هم با ما باشید .

قربانتان.............

            عرشیا.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 0:38 توسط عرشیا حاتم پور |

سلام:

به کسی چیزی نگین منم  نمیگم:

سایت استاد راهی رو دارم آماده می کنم انشالله تا آخر شهریور آماده میشه.

در ضمن از شاعران شعر نو درخواست می کنم شعرهاشون رو در قسمت نظرات بنویسند تا وبلاگ رو عمومی تر کنیم.

موفق باشید.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 21:0 توسط شهاب (محمد رضا سرافرازیان) |

کلاس لغو شد

تمام کرکره ها پایین

شنبه ی سوم از هفت حضور تو

روز غلغله بود.........

                      چرا تعطیل؟!

سراینده: عرشیا

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 13:52 توسط عرشیا حاتم پور |

سلام

به مدت یک هفته انتظار........

وقتی کلاس کنسل میشه انگار دنیا کنسل میشه

تا هفته دیگه  چه قدر بد شد.

 

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 23:26 توسط صفورا صادقیان(صبا) |

سلام

فرصت ندارم فقط میگم:

با ما باشید ضرر نمی کنید.

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 21:47 توسط شهاب (محمد رضا سرافرازیان) |

سلام به همتون

همیشه خوب باشید شاعر وشاعرانه هم فکر کنید

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 20:35 توسط صفورا صادقیان(صبا) |

سلام به همه ی شمایی که  فهمیده اید دست و پایتان به زنجیری بسته بوده که از بودنش هیچ خبر نداشته اید........حال با ما به سپیدی بگرایید تا آزاد شوید.........

این اولین ارسالیه ی ما به شما است.

من تنها سعی بر این دارم که سخنان استاد و شعر های منتخب را بنویسم و شهاب و صبا معمولا کار نویسندگی را بر عهده دارند.

پس با ما به سپیدی بگرایید تا هر سه شنبه دیدگانتان را به نوشته های بسپارید.

به امید دیدگاه های پر از نقد سازنده ی به دور از تعصبتان...........

قربانتان.......عرشیا حاتم پور

 

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 19:41 توسط عرشیا حاتم پور |