نماز روزه هاتون قشنگ
همین!
اومدم تا نگین بازم .......
تقدیم به سپیدار شعر فارسی راهی عزیز
لمس شده ام از جانب شیطان
و موهای بد بویم
دیگر حتی راه رفتنم به مرداب و تکانه هایم کثیف
کلاغ ها هم می کوبند
و مادر حتی خاک باغچه را هم تکفیر می کند
من اومدم تا التماس دعا بگم فقط ۱۵ روز ذیگه!
حریر شیشه ای تنت شکسته شد
در میان تپش های قلب من
و لب ها فقط سکوت می خوانند
در پانتومیمی به گرمای محبت
التماس دعا به امید دیدار
۱-من زنده ام سرحال و توپ
۲-من مسافرت رفتم ولی نه از جاده هراز از فیروز کوه
۳-از مهر ومحبت همه ی دوستای گلم به خصوص عرشیا واستاد عزیزم ممنونم
شرح فوت بنده:
بعد از چند ماه که زندگیم شده بود درس و تست وکلاس...به پیشنهاد پدرو مادر راهی شمال شدیم به امید نیرویی دوباره برای کنکور.
در همین فاصله دوست خوبم آقای جنتیان با منزل ما تماس میگیره و از یکی از اقوام جویای حالم میشه.
بعد از چند بار که میبینه (فامیل بنده)عرشیا کلید کرده که از شهاب چه خبر(با توجه به این که تلفن های همراه من از قبل عید به پیشنهاد مشاورم تحریم بود و پیش عرشیا جان)طرف هم با لحنی کاملا جدی خبر کما و بعد از چند روز هم خبر مرگ بنده را به آقای جنتیان اعلام میکنه.
..........
امروز داشتم تست روان شناسی میزدم که تلفن منزل زنگ زد و من تنها انتظار همه چیز را میکشیدم جز خبر مرگم از زبان سپیدار شعر فارسی!
با هزار مصیبت عرشیا رو گیر آوردم و برای اولین بار صدای هق هق گریه هاش رو شنیدم.خیلی خوشحال بود و در میان هق هق خود بنده را بسیار ملامت کرد.
البته بد هم نشدا میدونید چرا؟چون بلاخره یه شعر هم از اون مرحوم توی وبلگ زده شد
خلاصه:من زنده ام "هستم "شرمندم که هم بودم و هم نبودم دردسره
شرمنده از این که نمردم!همین
لعنت به این زندگی شلوغ که ما دوستا رو از هم دور میکنه.شرمنده نمیتونم شعر رو بزنم فقط یه جمله تا دیدار بعد
به دوستانم می بالم
درود بر تو ای واژه های محدب
مردی که از پس افکار نورانی اش
زلفکانی سپید دل می رباید
چشم هایی خما ر
گم شده اش را در آن (آویشن غریب)می جویید
و من در چین و چروک چشمان تو گم شده ام
و امروز با من از ما میگرید
نقاش زندگی
تورا به راه من ایماژ می کند
و از پس لایه های شعرت صدای زوزه ی کویر می زند
میزند:وای چه سرمایی است؟
در میان پک هایت صدای نعره ی مردی ...جلز ولز
جار یشده در بیکران زمان
همراه پیام تو را می گویید (بازیچه ی دست ناکسانی..)
امروز بر پنجاه و ششمین بام مرا جعل کرده ای
با من غریبگی مکن (من از انگشتانت بالا می روم ۱ ۲ ۳ ۴ و با اشاره ات میمیرم)
گاهی در شب ابر و هامون خواستی
و گاه دستان دریایی را
گاه آسمان را بالا تر آویختی تا کبوتر بچه های منزلت اوج گیرند
تو کلاغ می پراندی از بام های گنبدی
و چشم به دنبال کبوتر این بار عاشقان ایستاده میمیرند
جاوید باد راهی که راهم به نام راهی راه شده است
لطفا بخونید و نظر بدید.شرمنده اگه طولانیه
درود بر تو ای سپیدار زندگی
درود بر تو ای واژه های محدب
مردی که از پس افکار نورانی اش
زلفکانی سپید دل می رباید
چشم هایی خما ر
گم شده اش را در آن (آویشن غریب)می جویید
و من در چین و چروک چشمان تو گم شده ام
و امروز با من از ما میگرید
نقاش زندگی
تورا به راه من ایماژ می کند
و از پس لایه های شعرت صدای زوزه ی کویر می زند
میزند:وای چه سرمایی است؟
در میان پک هایت صدای نعره ی مردی ...جلز ولز
جار یشده در بیکران زمان
همراه پیام تو را می گویید (بازیچه ی دست ناکسانی..)
امروز بر پنجاه و ششمین بام مرا جعل کرده ای
با من غریبگی مکن (من از انگشتانت بالا می روم ۱ ۲ ۳ ۴ و با اشاره ات میمیرم)
گاهی در شب ابر و هامون خواستی
و گاه دستان دریایی را
گاه آسمان را بالا تر آویختی تا کبوتر بچه های منزلت اوج گیرند
تو کلاغ می پراندی از بام های گنبدی
و چشم به دنبال کبوتر این بار عاشقان ایستاده میمیرند
جاوید باد راهی که راهم به نام راهی راه شده است
امیدوارم تو این مدت که من نتونستم در خدمتتون باشم خوش بوده باشید
راستش بازگشتم به خاطر یه کامنت از یکی از دوستان بود.خوب حالا تصمیم گرفتم علی رغم گرفتاریهام بیام و در خدمت شما باشم.
یه مژده بدم که یه شعر خیلی سپید در مدح سپیدار شعر سپید آماده است که تا ۲.۳ روز آینده میزنمش تو وب
شرمنده بازم پر حرفی کرم.با این جمله به خدا میسپارمتون.![]()
آدم برفی ها رو با دقت بسازین چون ممکن از گرمای محبت هامون آب بشن
هوا خنک شده نه؟
راستی نمی دونی چی شده
وای...وای
وب سایتم رو فیلتر کردند...؟
داخل پیوندها آدرس وبلاگم هست.برین اون جا
خوش باشیم.
و بخندیم
بگذار در ميان سيل عظيم باربي ها
من،
داراي تو باشم
مرا به استهزا گرفته اي
بگذار تا با هم بخنديم
به کسی چیزی نگین منم نمیگم:
سایت استاد راهی رو دارم آماده می کنم انشالله تا آخر شهریور آماده میشه.
در ضمن از شاعران شعر نو درخواست می کنم شعرهاشون رو در قسمت نظرات بنویسند تا وبلاگ رو عمومی تر کنیم.
موفق باشید.
سلام
فرصت ندارم فقط میگم:
با ما باشید ضرر نمی کنید.